die Riesenscheiße
کثافت محض، گندکاری بزرگ (عامیانه، توهین آمیز)
Bedeutungen
1
یک وضعیت بسیار بد، ناگوار یا فاجعهبار که به شدت ناخوشایند و غیرقابل تحمل است. این واژه بسیار عامیانه و توهینآمیز است.
- Das ganze Projekt ist eine Riesenscheiße geworden.کل پروژه تبدیل به یک گندکاری بزرگ شده است.
- Was für eine Riesenscheiße, dass der Zug ausfällt!چه مصیبت بزرگی که قطار لغو شد!
- Er hat eine Riesenscheiße gebaut und muss jetzt dafür geradestehen.او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد و اکنون باید پاسخگو باشد.