die Riesenscheiße

Aussprache: /ˈʁiːzn̩ˌʃaɪ̯sə/
Worttrennung: Rie·sen·schei·ße
اسم

کثافت محض، گندکاری بزرگ (عامیانه، توهین آمیز)

Bedeutungen

1

یک وضعیت بسیار بد، ناگوار یا فاجعه‌بار که به شدت ناخوشایند و غیرقابل تحمل است. این واژه بسیار عامیانه و توهین‌آمیز است.

  • Das ganze Projekt ist eine Riesenscheiße geworden.کل پروژه تبدیل به یک گندکاری بزرگ شده است.
  • Was für eine Riesenscheiße, dass der Zug ausfällt!چه مصیبت بزرگی که قطار لغو شد!
  • Er hat eine Riesenscheiße gebaut und muss jetzt dafür geradestehen.او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد و اکنون باید پاسخگو باشد.