das Riesenstück
تکه غولپیکر، قطعه بسیار بزرگ
Bedeutungen
1
قطعهای بسیار بزرگ از چیزی، که اندازه آن به طور قابل توجهی بزرگتر از حد معمول است.
- Er schnitt ein Riesenstück Kuchen für sich ab.او یک تکه کیک غولپیکر برای خودش برید.
- Der Bergsteiger erreichte nach langer Kletterei ein Riesenstück Fels.کوهنورد پس از مدت طولانی کوهنوردی به یک قطعه سنگ بسیار بزرگ رسید.
- Das Museum zeigte ein Riesenstück eines Dinosaurierskeletts.موزه یک قطعه عظیم از اسکلت دایناسور را به نمایش گذاشت.