das Riesenstück

Aussprache: /ˈʁiːzənˌʃtʏk/
Worttrennung: Rie·sen·stück
اسم

تکه غول‌پیکر، قطعه بسیار بزرگ

Bedeutungen

1

قطعه‌ای بسیار بزرگ از چیزی، که اندازه آن به طور قابل توجهی بزرگتر از حد معمول است.

  • Er schnitt ein Riesenstück Kuchen für sich ab.او یک تکه کیک غول‌پیکر برای خودش برید.
  • Der Bergsteiger erreichte nach langer Kletterei ein Riesenstück Fels.کوهنورد پس از مدت طولانی کوهنوردی به یک قطعه سنگ بسیار بزرگ رسید.
  • Das Museum zeigte ein Riesenstück eines Dinosaurierskeletts.موزه یک قطعه عظیم از اسکلت دایناسور را به نمایش گذاشت.