der Riesenvorrat
ذخیره عظیم، انبار بزرگ
Bedeutungen
1
مقدار بسیار زیادی از چیزی که انبار یا ذخیره شده است.
- Wir haben einen Riesenvorrat an Lebensmitteln für den Winter angelegt.ما ذخیره عظیمی از مواد غذایی برای زمستان انباشته کردهایم.
- Der Supermarkt hat einen Riesenvorrat an Klopapier.سوپرمارکت ذخیره بزرگی از دستمال توالت دارد.
- Das Unternehmen verfügt über einen Riesenvorrat an Rohstoffen.این شرکت ذخیره عظیمی از مواد خام در اختیار دارد.