die Rigidität

Aussprache: /ʁiɡidiˈtɛːt/
Worttrennung: Ri·gi·di·tät
اسم

سفتی، تصلب، انعطاف‌ناپذیری

Bedeutungen

1

حالت سختی، سفتی، عدم انعطاف‌پذیری یا انعطاف‌ناپذیری فیزیکی یا روانی.

  • Die Rigidität des Materials machte die Bearbeitung schwierig.سفتی ماده، پردازش آن را دشوار می‌کرد.
  • Seine starre Haltung zeigte eine gewisse Rigidität im Denken.موضع سرسختانه او، انعطاف‌ناپذیری مشخصی در تفکرش را نشان می‌داد.
  • Die Rigidität der Muskeln war ein Symptom der Krankheit.تصلب عضلات یکی از علائم بیماری بود.