die Rikschafahrerin

Aussprache: /ˈrɪkʃaˌfaːrərɪn/
Worttrennung: Rik·schafah·re·rin
اسم

راننده زن ریکشا

Bedeutungen

1

زنی که ریکشا (یک وسیله نقلیه سبک دو یا سه چرخه که توسط انسان کشیده یا پدال زده می‌شود) را هدایت می‌کند.

  • Die Rikschafahrerin wartete geduldig auf ihre Fahrgäste.راننده زن ریکشا با صبر منتظر مسافرانش بود.
  • Es ist nicht alltäglich, eine Rikschafahrerin in dieser Stadt zu sehen.دیدن یک راننده زن ریکشا در این شهر غیرمعمول نیست.
  • Die Rikschafahrerin erklärte uns die Route.راننده زن ریکشا مسیر را برای ما توضیح داد.