der Rittmeister
سروان سوارهنظام، ریتمایستر
Beispiele
- Der ''Rittmeister'' befahl, mit äußerster Vorsicht einzureiten; er rechnete mit einem Hinterhalt.سروان سوارهنظام دستور داد با نهایت احتیاط وارد شوند؛ او انتظار کمین را داشت.
سروان سوارهنظام، ریتمایستر