اسم
استحکام، مقاومت، سرسختی (برای افراد)
جملات نمونه برای Robustheit:
Seine körperliche und psychische ''Robustheit'' half ihm, die Anstrengungen der Reise zu bewältigen.
استحکام جسمی و روانی او به وی کمک کرد تا از پس سختیهای سفر برآید.
„Es war einmal ein Junge, der in einer kleinen, armen Familie aufwuchs, aber nie die dazu nötige ''Robustheit'' erlangte.“
«روزی روزگاری پسری بود که در خانوادهای کوچک و فقیر بزرگ شد، اما هرگز سرسختی لازم را به دست نیاورد.»