die Rohhaut
پوست خام
Beispiele
- ›Er richtet seine eigenen Trupps aus und gibt ihnen fünfzig Cents für jedes Stück ''Rohhaut'' - Sommerhäute, kaum mehr als dünnes Leder.‹او گروههای خود را سازمان میدهد و برای هر قطعه پوست خام پنجاه سنت به آنها میدهد - پوستهای تابستانی، که به سختی چرم نازک هستند.