اسم
قالب رمان، شکل داستانی
جملات نمونه برای Romanform:
„Netiva Ben-Yehuda gehörte der Palmach an und war im Dorf, als die Hinrichtungen stattfanden, aber sie zog es vor, die Geschichte in ''Romanform'' zu erzählen.“
«نتوا بن یهودا عضو پالماخ بود و زمانی که اعدامها اتفاق افتاد در روستا حضور داشت، اما ترجیح داد که داستان را در قالب رمان تعریف کند.»