der Rossapfel
سرگین اسب
Bedeutungen
1
معادل دیگری برای فضولات یا سرگین اسب، که اغلب در زبان محاورهای یا قدیمیتر به کار میرود.
- Der Stall roch nach Heu und Rossäpfeln.طویله بوی یونجه و سرگین اسب میداد.
- Die Kinder spielten im Hof und achteten auf die Rossäpfel.بچهها در حیاط بازی میکردند و مراقب سرگین اسبها بودند.
- Einige Bauern nutzen Rossäpfel als Dünger.برخی کشاورزان از سرگین اسب به عنوان کود استفاده میکنند.