der Rossapfel

Aussprache: /ˈʁɔsˌʔapfl̩/
Worttrennung: Ros·s·ap·fel
اسم

سرگین اسب

Bedeutungen

1

معادل دیگری برای فضولات یا سرگین اسب، که اغلب در زبان محاوره‌ای یا قدیمی‌تر به کار می‌رود.

  • Der Stall roch nach Heu und Rossäpfeln.طویله بوی یونجه و سرگین اسب می‌داد.
  • Die Kinder spielten im Hof und achteten auf die Rossäpfel.بچه‌ها در حیاط بازی می‌کردند و مراقب سرگین اسب‌ها بودند.
  • Einige Bauern nutzen Rossäpfel als Dünger.برخی کشاورزان از سرگین اسب به عنوان کود استفاده می‌کنند.