der Rosstäuscher
کلاهبردار اسب، کسی که اسبهای معیوب را به جای سالم میفروشد؛ (به طور مجازی) تاجر فریبکار
Bedeutungen
1
شخصی که اسبهای بیمار، پیر یا معیوب را با ظاهرسازی و فریب به جای اسبهای سالم و قوی به خریداران میفروشد.
- Der Händler wurde als Rosstäuscher entlarvt.آن تاجر به عنوان کلاهبردار اسب رسوا شد.
- Man musste aufpassen, kein Rosstäuscher zu werden.باید مراقب بود که مبادا (در معامله) فریب بخوری (مانند کسی که اسب معیوب میفروشد).
- Der Begriff Rosstäuscher wird auch für unehrliche Geschäftsleute verwendet.اصطلاح کلاهبردار اسب برای تاجران نادرست نیز به کار میرود.
2
به صورت مجازی، به هر فرد فریبکار یا متقلبی گفته میشود که کالای نامرغوب یا تقلبی را به جای جنس خوب به مشتری میفروشد.
- Er hat uns minderwertige Ware verkauft, ein echter Rosstäuscher!او کالای بیکیفیت به ما فروخت، واقعاً یک تاجر فریبکار!
- Sei vorsichtig bei solchen Angeboten, es sind oft Rosstäuscher dahinter.مراقب چنین پیشنهادهایی باش، اغلب کلاهبرداران پشت آنها هستند.
- Der Verkäufer war ein Rosstäuscher, der uns das Doppelte abkassierte.فروشنده یک متقلب بود که دو برابر از ما پول گرفت.