der Rotschimmel
اسب مایل به قرمز (رنگ موی اسب)
Beispiele
- Ganz hinten war Craig auf dem ''Rotschimmel'', der die Kühe so wunderbar zusammentreiben konnte, sie niemals entwischen ließ.در انتهای همه، کریگ روی اسب مایل به قرمزی بود که میتوانست گاوها را به طرز شگفتانگیزی جمع کند، هرگز اجازه نمیداد فرار کنند.