der Rumpelkasten

Aussprache: /ˈʁʊmpl̩ˌkastn̩/
Worttrennung: Rum·pel·kas·ten
اسم

صندوقچه قراضه، درشکه‌ی لرزان

Bedeutungen

1

یک وسیله نقلیه قدیمی، فرسوده و پر سر و صدا، مانند کالسکه یا درشکه که به شدت تکان می‌خورد.

  • Der alte Bauer fuhr mit seinem Rumpelkasten über die holprige Straße.کشاورز پیر با درشکه‌ی لرزان خود در جاده ناهموار حرکت کرد.
  • Das war kein Auto mehr, sondern nur noch ein Rumpelkasten.دیگر ماشین نبود، فقط یک درشکه‌ی لرزان بود.
  • Wir mussten den Rumpelkasten reparieren, bevor wir ihn benutzen konnten.ما مجبور بودیم درشکه‌ی لرزان را تعمیر کنیم قبل از اینکه بتوانیم از آن استفاده کنیم.
2

یک جعبه یا صندوق قدیمی و نامرتب که پر از وسایل کهنه و بی‌ارزش است.

  • In dem Rumpelkasten auf dem Dachboden fanden wir alte Fotos und Briefe.در صندوقچه قراضه در اتاق زیر شیروانی، عکس‌ها و نامه‌های قدیمی پیدا کردیم.
  • Sie sortierte den Inhalt des Rumpelkastens, aber vieles war unbrauchbar.او محتویات صندوقچه قراضه را مرتب کرد، اما بسیاری از چیزها غیرقابل استفاده بود.
  • Der Rumpelkasten war voller Werkzeuge, die niemand mehr brauchte.صندوقچه قراضه پر از ابزارهایی بود که دیگر کسی به آنها احتیاج نداشت.