اسم
بدنه (کشتی یا هواپیما)، تنه (بدن)
جملات نمونه برای Rumpf:
Im ''Rumpf'' des Schiffes war nicht genug Platz für die Ladung.
در بدنه کشتی فضای کافی برای بار وجود نداشت.
„Manche Quellen behaupten deshalb, der hölzerne ''Rumpf'' des Schiffes sei schon rott gewesen.“
برخی منابع ادعا میکنند که بدنه چوبی کشتی پوسیده بوده است.