der Rundgang

Aussprache: /ˈʁʊntˌɡaŋ/
Worttrennung: Rund·gang
اسم

گشت، بازدید، تور (که به نقطه شروع بازمی‌گردد)

Bedeutungen

1

یک مسیر یا تور که در آن از یک مکان، نمایشگاه یا منطقه بازدید می‌شود و معمولاً به نقطه شروع بازمی‌گردد.

  • Wir machten einen Rundgang durch die historische Altstadt.ما گشتی در شهر قدیمی تاریخی زدیم.
  • Der Museumsführer leitete einen Rundgang durch die neuen Ausstellungen.راهنمای موزه، بازدید از نمایشگاه‌های جدید را هدایت کرد.
  • Ein Rundgang durch die Fabrik zeigte uns den Produktionsprozess.بازدید از کارخانه، فرآیند تولید را به ما نشان داد.