der Sägezahn

Aussprache: /ˈzɛːɡəˌt͡saːn/
Worttrennung: Sä·ge·zahn
اسم

دندانه اره، دندانه دندانه‌دار

Bedeutungen

1

یکی از دندانه‌های تیز و برنده اره.

  • Ein Sägezahn des alten Werkzeugs war abgebrochen.یکی از دندانه‌های اره قدیمی شکسته بود.
  • Die Sägezähne der Feile sind sehr scharf.دندانه‌های اره‌ای سوهان بسیار تیز هستند.
  • Vorsicht, die Sägezähne können leicht verletzen.مراقب باشید، دندانه‌های اره به راحتی می‌توانند آسیب بزنند.
2

شکلی شبیه به دندانه اره، مانند لبه دندانه‌دار یا ناهموار.

  • Der Bergkamm hatte eine gezackte Form wie ein Sägezahn.خط الراس کوه شکلی دندانه‌دار شبیه به دندانه اره داشت.
  • Die Kante des Papiers war ein unregelmäßiger Sägezahn.لبه کاغذ یک دندانه نامنظم اره‌ای بود.
  • Der Sägezahn auf dem Display zeigte eine Fehlfunktion an.نمودار دندانه‌دار روی صفحه نمایش، نقص فنی را نشان می‌داد.