säkular
سکولار، دنیوی، قرن به قرن
Bedeutungen
1
دنیوی، غیرمذهبی؛ جدا از کنترل یا نفوذ کلیسا یا دین.
- Die Gesellschaft hat sich in den letzten Jahrzehnten stark säkularisiert.جامعه در دهههای اخیر به شدت سکولار شده است.
- Er vertritt eine säkulare Sichtweise auf das Leben.او دیدگاهی دنیوی به زندگی دارد.
- Die Schule ist eine rein säkulare Einrichtung.این مدرسه یک موسسه کاملاً غیرمذهبی است.
2
صد سال یکبار رخدهنده؛ مربوط به صد سال.
- Das Ereignis findet nur einmal in einem säkularen Zyklus statt.این رویداد فقط یک بار در یک چرخه صد ساله رخ میدهد.
- Die säkularen Schwankungen des Klimas sind schwer vorherzusagen.نوسانات صد سالهی آب و هوا به سختی قابل پیشبینی هستند.
- Er analysierte die säkularen Trends in der Wirtschaft.او روندهای بلندمدت (صد ساله) در اقتصاد را تحلیل کرد.