der Sattel
زین (اسب یا دوچرخه)
Bedeutungen
1
بخشی از تجهیزات سوارکاری که روی پشت اسب قرار میگیرد و به سوار اجازه میدهد تا راحتتر و با ثبات بیشتری بنشیند.
- Der Reiter zog den Sattel fest, bevor er aufstieg.سوارکار قبل از سوار شدن، زین را محکم کرد.
- Ein guter Sattel ist wichtig für den Komfort des Pferdes.یک زین خوب برای راحتی اسب مهم است.
- Sie putzte den Ledersattel sorgfältig.او زین چرمی را با دقت تمیز کرد.
2
بخشی از دوچرخه که دوچرخهسوار روی آن مینشیند.
- Der Sattel meines Fahrrads ist zu hoch eingestellt.زین دوچرخهام خیلی بالا تنظیم شده است.
- Bitte passe den Sattel an deine Körpergröße an.لطفاً زین را با قد خودتان تنظیم کنید.
- Der neue Sattel ist viel bequemer als der alte.زین جدید خیلی راحتتر از قبلی است.