der Sattel

Aussprache: /ˈzatl̩/
Worttrennung: Sat·tel
اسم

زین (اسب یا دوچرخه)

Bedeutungen

1

بخشی از تجهیزات سوارکاری که روی پشت اسب قرار می‌گیرد و به سوار اجازه می‌دهد تا راحت‌تر و با ثبات بیشتری بنشیند.

  • Der Reiter zog den Sattel fest, bevor er aufstieg.سوارکار قبل از سوار شدن، زین را محکم کرد.
  • Ein guter Sattel ist wichtig für den Komfort des Pferdes.یک زین خوب برای راحتی اسب مهم است.
  • Sie putzte den Ledersattel sorgfältig.او زین چرمی را با دقت تمیز کرد.
2

بخشی از دوچرخه که دوچرخه‌سوار روی آن می‌نشیند.

  • Der Sattel meines Fahrrads ist zu hoch eingestellt.زین دوچرخه‌ام خیلی بالا تنظیم شده است.
  • Bitte passe den Sattel an deine Körpergröße an.لطفاً زین را با قد خودتان تنظیم کنید.
  • Der neue Sattel ist viel bequemer als der alte.زین جدید خیلی راحت‌تر از قبلی است.