die Sättigung

Aussprache: /ˈzɛtɪɡʊŋ/
Worttrennung: Sät·ti·gung
اسم

سیری، اشباع

Bedeutungen

1

حالت سیری یا رضایت پس از خوردن غذا به مقدار کافی.

  • Nach dem üppigen Mahl trat schnell ein Gefühl der Sättigung ein.پس از غذای مفصل، به سرعت احساس سیری رخ داد.
  • Die Sättigung nach einer proteinreichen Mahlzeit hält länger an.سیری پس از یک وعده غذایی سرشار از پروتئین، طولانی‌تر باقی می‌ماند.
  • Er aß, bis er die Sättigung erreichte.او غذا خورد تا به سیری رسید.
2

در شیمی و فیزیک، حالت اشباع؛ یعنی حالتی که یک محلول یا ماده دیگر قادر به جذب یا حل کردن مقدار بیشتری از حل‌شونده یا ماده دیگر نیست.

  • Die Lösung hat die Sättigung erreicht und kann keinen Zucker mehr aufnehmen.محلول به حالت اشباع رسیده و دیگر نمی‌تواند شکر بیشتری جذب کند.
  • Die Sättigung des Bodens mit Wasser war so hoch, dass nichts mehr versickern konnte.اشباع خاک از آب آنقدر زیاد بود که دیگر چیزی نمی‌توانست نفوذ کند.
  • Die Messung der Sättigung von Sauerstoff im Blut ist ein wichtiger medizinischer Test.اندازه‌گیری اشباع اکسیژن در خون یک آزمایش مهم پزشکی است.