die Säule
ستون
Bedeutungen
1
عضوی عمودی و معمولاً استوانهای شکل که برای نگه داشتن یا تزئین به کار میرود، مانند ستون در معماری.
- Die Säulen des alten Tempels sind beeindruckend.ستونهای معبد قدیمی چشمگیر هستند.
- Eine Marmorsäule stützte das Dach.یک ستون مرمر سقف را نگه میداشت.
- Vor dem Eingang standen zwei hohe Säulen.دو ستون بلند در جلوی ورودی قرار داشتند.
2
چیزی که شبیه ستون است یا به صورت عمودی قرار گرفته است، مانند ستون دود یا ستون داده در جدول.
- Eine dicke Säule aus Rauch stieg in den Himmel.ستون غلیظی از دود به آسمان بلند شد.
- Die Daten sind in einer übersichtlichen Säule dargestellt.دادهها در یک ستون قابل فهم نمایش داده شدهاند.
- Die Säule der Zahlen zeigt die Verkaufszahlen.ستون اعداد، آمار فروش را نشان میدهد.
3
شخص یا چیزی که به عنوان تکیهگاه یا ستون اصلی در نظر گرفته میشود.
- Er war die Säule der Familie.او ستون خانواده بود.
- Diese Idee ist die Säule unseres Erfolgs.این ایده، ستون موفقیت ماست.
- Sie ist eine wichtige Säule in der Gemeinde.او یک ستون مهم در جامعه است.