säumen

Aussprache: /ˈzɔɪ̯mən/
Worttrennung: säu·men
فعل

حاشیه زدن، لبه دوزی کردن؛ در امتداد چیزی قرار گرفتن، احاطه کردن

Beispiele

  • Zum Schluss die Seitennähte rechts auf rechts schließen und den Rock ''säumen.در آخر، درزهای کناری را راست به راست ببندید و دامن را حاشیه بزنید.
  • Der Spazierweg ''säumt'' den ganzen Fluss.مسیر پیاده‌روی در امتداد کل رودخانه قرار دارد.
  • Der sich natürlich schlängelnden Fluss ist von roten Sandsteinfelsen ''gesäumt.رودخانه که به طور طبیعی پیچ و خم می‌خورد، با صخره‌های ماسه‌سنگ قرمز احاطه شده است.
  • Eine aufgeregte Menge ''säumte'' die Straße.جمعیتی هیجان‌زده خیابان را احاطه کرده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

لبه یا حاشیه چیزی را دوختن یا درست کردن (در خیاطی)

  • Sie säumt den Rock mit einer feinen Spitze.او دامن را با یک نوار توری ظریف حاشیه دوزی می‌کند.
  • Die Schneiderin säumte die Vorhänge sorgfältig.خیاط پرده‌ها را با دقت لبه دوزی کرد.
2 Akkusativ

مرز یا حاشیه چیزی را تشکیل دادن، در امتداد چیزی قرار گرفتن

  • Hohe Bäume säumen den Weg zum Schloss.درختان بلند مسیر منتهی به قلعه را احاطه کرده‌اند.
  • Blumen säumen den Rand des Gartens.گل‌ها حاشیه باغ را پوشانده‌اند.