die Séance
جلسه احضار روح، جلسه (به معنای خاص)
Bedeutungen
1
جلسهای که در آن افراد تلاش میکنند با ارواح ارتباط برقرار کنند، معمولاً از طریق یک واسطه یا مدیوم.
- Auf der Séance versuchte der Geistheiler, Kontakt aufzunehmen.در جلسه احضار روح، شفاگر روح تلاش کرد ارتباط برقرار کند.
- Die Teilnehmer saßen im Kreis und warteten auf Zeichen.شرکتکنندگان در دایره نشسته بودند و منتظر نشانهها بودند.
- Es war eine unheimliche Séance, bei der Kerzen flackerten.این یک جلسه احضار روح وهمآور بود که در آن شمعها سوسو میزدند.
2
به طور کلی، یک جلسه یا گردهمایی خاص، اغلب با هدف انجام کاری مشخص یا بحث در مورد موضوعی خاص (کاربرد کمتر رایج).
- Die Künstlergruppe traf sich zu einer Séance, um neue Projekte zu besprechen.گروه هنری برای بحث در مورد پروژههای جدید در یک جلسه گرد هم آمدند.
- Die Séance dauerte mehrere Stunden.جلسه چندین ساعت طول کشید.
- Wir hatten eine produktive Séance im Vorstand.ما یک جلسه سازنده در هیئت مدیره داشتیم.