das Söhnchen
پسرک کوچک، پسربچه
Bedeutungen
1
به معنای پسر کوچک، پسربچه، اغلب با لحنی محبتآمیز یا تحقیرآمیز.
- Ihr Söhnchen spielt gerne mit seinem Spielzeugauto.پسر کوچکش دوست دارد با ماشین اسباببازیاش بازی کند.
- Der Vater hob sein Söhnchen auf die Schultern.پدر پسر کوچکش را روی شانههایش بلند کرد.
- Das Söhnchen fragte seine Mutter nach einer Geschichte.پسربچه از مادرش خواست برایش داستانی تعریف کند.