das Söhnchen

Aussprache: /ˈzøːnçən/
Worttrennung: Söhn·chen
اسم

پسرک کوچک، پسربچه

Bedeutungen

1

به معنای پسر کوچک، پسربچه، اغلب با لحنی محبت‌آمیز یا تحقیرآمیز.

  • Ihr Söhnchen spielt gerne mit seinem Spielzeugauto.پسر کوچکش دوست دارد با ماشین اسباب‌بازی‌اش بازی کند.
  • Der Vater hob sein Söhnchen auf die Schultern.پدر پسر کوچکش را روی شانه‌هایش بلند کرد.
  • Das Söhnchen fragte seine Mutter nach einer Geschichte.پسربچه از مادرش خواست برایش داستانی تعریف کند.