der Söldnerführer

Aussprache: /ˈzœldnɐˌfyːʁɐ/
Worttrennung: Söld·ner·füh·rer
اسم

فرمانده مزدور

Bedeutungen

1

فردی که فرماندهی یا رهبری گروهی از سربازان مزدور را بر عهده دارد.

  • Der Söldnerführer verhandelte die Bedingungen des Einsatzes.فرمانده مزدور شرایط اعزام را مذاکره کرد.
  • Er war ein berüchtigter Söldnerführer in den Kolonialkriegen.او یک فرمانده مزدور بدنام در جنگ‌های استعماری بود.
  • Die Loyalität des Söldnerführers galt dem höchsten Bieter.وفاداری فرمانده مزدور به بالاترین پیشنهاد دهنده بود.