der SS-Mann
عضو اساس (نیروی حفاظتی رایش سوم)
Beispiele
- Es gab einen berüchtigten ''SS-Mann,'' der aber zu den Kindern freundlich war.یک عضو بدنام اساس وجود داشت که با این حال با کودکان مهربان بود.
- SS-Männer'' hatten mich erschossen, eine Kugel mitten durch den Leib, vorn rein, im Rücken raus, ohne Schmerz, wenig Blut, aber ich war tot, und ich sah zu, wie sie meine Leiche auf der Bahre wegtrugen.نیروهای اساس مرا هدف قرار داده بودند، گلولهای دقیقاً از میان بدنم رد شد، از جلو داخل و از پشت خارج شد، بدون درد، خون کم، اما من مرده بودم و تماشا میکردم که چگونه جنازهام را روی برانکارد با خود میبرند.