Sachen gibt’s, die gibt’s gar nicht

Aussprache: /ˈzaxn̩ ˈɡɪpts diː ˈɡɪpts ˈɡaːr nɪçt/
Worttrennung: Sa·chen ·gib·t’s, ·die ·gib·t’s ·ga·r ·nicht
اصطلاح

چه چیزهایی که پیدا نمی‌شوند! / باورنکردنیه!

Bedeutungen

1

این اصطلاح برای بیان شگفتی و ناباوری نسبت به وقوع اتفاقی غیرمنتظره، عجیب یا باورنکردنی به کار می‌رود. معادل فارسی آن «چه چیزهایی که پیدا نمی‌شوند!» یا «باورنکردنی است!» است.

  • Er hat im Lotto gewonnen und sich sofort ein neues Auto gekauft. Sachen gibt’s, die gibt’s gar nicht!او در لاتاری برنده شد و بلافاصله یک ماشین جدید خرید. چه چیزهایی که پیدا نمی‌شوند!
  • Sie hat ihre Prüfung bestanden, obwohl sie kaum gelernt hat. Sachen gibt’s, die gibt’s gar nicht!او در امتحانش قبول شد، با اینکه تقریباً هیچ مطالعه‌ای نکرده بود. باورنکردنی است!
  • Der Hund kann sprechen! Na, Sachen gibt’s, die gibt’s gar nicht!این سگ می‌تواند صحبت کند! واقعاً چه چیزهایی که پیدا نمی‌شوند!