اسم
سافاری (سفر اکتشافی یا شکار در آفریقا)
جملات نمونه برای Safari:
Auf einer ''Safari'' sollte man Kaffernbüffel, Elefant, Löwe, Leopard und Nashorn – die „Big Five“ – gesehen haben.
در یک سافاری باید بوفالو آفریقایی، فیل، شیر، پلنگ و کرگدن – «پنج بزرگ» – را دیده باشید.
„Er, Robert Wilson, hatte auf ''Safari'' immer eine Zweierpritsche dabei, man konnte ja nie wissen, was sich so ergab.“
«او، رابرت ویلسون، همیشه در سافاری یک تخت دو نفره همراه داشت، هیچوقت نمیشد دانست چه پیش میآید.»