der Saftladen

Aussprache: /ˈzaftˌlaːdn̩/
Worttrennung: Saft·la·den
اسم

بنگاه درب و داغان، اداره بی‌سروصدا و به‌دردنخور

Bedeutungen

1

به صورت تحقیرآمیز یا طنزآمیز، به یک کسب و کار کوچک، اداره یا مغازه که به نظر می‌رسد خوب اداره نمی‌شود، قدیمی است یا موفق نیست.

  • Seine kleine Buchhandlung ist eher ein Saftladen als ein profitables Geschäft.کتابفروشی کوچک او بیشتر شبیه یک بنگاه درب و داغان است تا یک کسب و کار سودآور.
  • Die alte Behörde wirkte wie ein Saftladen, wo nichts funktionierte.اداره قدیمی شبیه یک اداره بی‌سروصدا و به‌دردنخور به نظر می‌رسید که هیچ چیز در آن کار نمی‌کرد.
  • Er hat den Saftladen von seinem Vater übernommen.او آن کسب و کار به‌دردنخور را از پدرش به ارث برده است.