اسم
فصل (کاری، گردشگری و غیره)
جملات نمونه برای Saison:
Taschendiebe haben immer ''Saison.''
جیببرها همیشه فصل کارشان است (همیشه فعالند).
„Kurz vor Ende der ''Saison'' nähert sich der Österreicher Stefan Kraft dem Gesamtsieg - und stellt beim Skifliegen einen Weltrekord auf.“
«کمی قبل از پایان فصل، اشتفان کرافت اتریشی به قهرمانی کلی نزدیک میشود و در پرواز اسکی یک رکورد جهانی ثبت میکند.»