die Saisonnière

Aussprache: /zɛzɔˈni̯ɛːrə/
Worttrennung: Sai·son·niè·re
اسم

کارگر فصلی (مونث)

Bedeutungen

1

زنی که به طور موقت و برای مدت زمان مشخصی از سال، معمولاً در بخش کشاورزی یا گردشگری، کار می‌کند.

  • Die Saisonnière pflückt Erdbeeren auf dem Feld.کارگر فصلی توت فرنگی‌ها را در مزرعه می‌چیند.
  • Sie ist als Saisonnière in einem Ferienresort angestellt.او به عنوان کارگر فصلی در یک استراحتگاه تعطیلات استخدام شده است.
  • Die Saisonnière verdient ihr Geld hauptsächlich in den Sommermonaten.کارگر فصلی درآمد خود را عمدتاً در ماه‌های تابستان کسب می‌کند.