die Salvadorianerin
اهل السالوادور، سالوادوری (زن)
Bedeutungen
1
زنی که اهل کشور السالوادور است.
- Die Salvadorianerin arbeitet als Ärztin in einem Krankenhaus in Berlin.این زن سالوادوری به عنوان پزشک در بیمارستانی در برلین کار میکند.
- Wir haben eine freundliche Salvadorianerin kennengelernt, die uns die Stadt gezeigt hat.ما با یک زن سالوادوری مهربان آشنا شدیم که شهر را به ما نشان داد.
- Die Tänzerin ist Salvadorianerin und begeistert das Publikum mit ihrer Performance.این رقصنده سالوادوری است و با اجرای خود تماشاگران را به وجد میآورد.