das Salzbrötchen
نان نمکی (نان کوچک که روی آن دانههای نمک پاشیده شده)
Bedeutungen
1
یک نوع نان کوچک و گرد که معمولاً روی آن دانههای نمک یا گاهی کنجد یا خشخاش پاشیده شده است.
- Zum Frühstück gab es frische Brötchen und ein Salzbrötchen.برای صبحانه، نانهای تازه و یک نان نمکی وجود داشت.
- Ich hätte gerne ein Salzbrötchen mit Butter, bitte.لطفاً یک نان نمکی با کره میخواهم.
- Das Salzbrötchen war noch warm und duftete herrlich.نان نمکی هنوز گرم بود و بوی فوقالعادهای میداد.