das Salzfass

Aussprache: /ˈzaltsfas/
Worttrennung: Sa·lz·fass
اسم

نمکدان، بشکه نمک

Bedeutungen

1

ظرفی بزرگ یا بشکه‌ای که برای نگهداری و حمل و نقل نمک، به ویژه نمک خوراکی یا نمک جاده، استفاده می‌شود.

  • Das Salzfass auf dem Tisch war fast leer.نمکدان روی میز تقریباً خالی بود.
  • Im Winter werden die Straßen mit Salz aus großen Salzfässern bestreut.در زمستان، جاده‌ها با نمک از نمکدان‌های بزرگ نمک‌پاشی می‌شوند.
  • Der Bauer füllte das Salzfass für seine Tiere.کشاورز نمکدان را برای حیواناتش پر کرد.