اسم
لایهی نمک، پوسته نمکی
جملات نمونه برای Salzkruste:
„So schnell setzen sich dicke ''Salzkrusten'' am Bug fest, daß Taucher sie einmal in der Woche mit der Axt abschlagen müssen.“
«لایههای ضخیم نمک» چنان سریع به بدنه کشتی میچسبند که غواصان باید هفتهای یکبار آنها را با تبر بتراشند.