die Salzlake
آبنمک (محلول نمک)
Bedeutungen
1
محلولی غلیظ از نمک (معمولاً کلرید سدیم) در آب.
- Die Salzlake tropfte aus dem Fass.آبنمک از بشکه چکه میکرد.
- Für das Einlegen von Gurken benötigt man eine starke Salzlake.برای ترشی انداختن خیار به آبنمک غلیظی نیاز است.
- Die Salzlake hat einen sehr hohen Salzgehalt.این آبنمک، میزان نمک بسیار بالایی دارد.