die Salzwiese

Aussprache: /ˈzaltsˌviːzə/
Wortzerlegung: Sa·l·zwie·se
اسم

شوره‌زار ساحلی، مرتع نمکی

Beispiele

  • Auf den ''Salzwiesen'' weiden viele Schafe.گوسفندان زیادی در شوره‌زارهای ساحلی می‌چرند.
  • Die flache Landschaft bestand aus weiten ''Salzwiesen'', Wasser und Himmel.چشم‌انداز مسطح از شوره‌زارهای وسیع، آب و آسمان تشکیل شده بود.