die Sammlerin
گردآورنده (زن)، کلکسیونر (زن)
Beispiele
- Gabi ist eine ''Sammlerin'' von Kunstgegenständen aus Südamerika.گابی یک گردآورنده آثار هنری از آمریکای جنوبی است.
- Gleich nach 1989 fallen amerikanische ''Sammlerinnen'' in Schwärmen über Stadt und Region her.بلافاصله پس از سال ۱۹۸۹، کلکسیونرهای زن آمریکایی به صورت دستهجمعی به شهر و منطقه هجوم آوردند.