die Sandkastenfreundin
دوست دوران کودکی (از دوران شنبازی)
Bedeutungen
1
دختری که از دوران بسیار کودکی و بازی در جعبه شن با او دوست بودهاید؛ دوست دوران خردسالی.
- Meine Sandkastenfreundin und ich haben uns nach vielen Jahren wieder getroffen.من و دوست دوران کودکیام پس از سالها دوباره همدیگر را ملاقات کردیم.
- Sie ist immer noch meine beste Freundin, meine Sandkastenfreundin seit der Grundschule.او هنوز هم بهترین دوست من است، دوست دوران کودکی من از دبستان.
- Er erinnerte sich gerne an seine Sandkastenfreundin und die gemeinsamen Spiele.او با خوشحالی به یاد دوست دوران کودکیاش و بازیهای مشترکشان افتاد.