der Sargnagel

Aussprache: /ˈzaʁkˌnaːɡl̩/
Worttrennung: Sar·g·na·gel
اسم

میخ تابوت (تحت‌اللفظی)، عامل نابودی/شکست (مجازی)

Bedeutungen

1

به صورت تحت‌اللفظی، میخی است که برای بستن در تابوت استفاده می‌شود.

  • Der Sargnagel wurde vorsichtig in das Holz geschlagen.میخ تابوت با احتیاط در چوب کوبیده شد.
  • Der Sargnagel symbolisiert das endgültige Ende.میخ تابوت نماد پایان قطعی است.
  • Der letzte Sargnagel für das Projekt wurde eingeschlagen.آخرین میخ تابوت برای پروژه کوبیده شد (پروژه به پایان رسید).
2

به صورت مجازی و استعاری، به چیزی یا کسی گفته می‌شود که باعث نابودی، شکست یا پایان یک پروژه، ایده یا وضعیت می‌شود؛ عامل بدبختی.

  • Seine ständigen Einwände waren der Sargnagel für die Verhandlungen.مخالفت‌های مداوم او میخ تابوت مذاکرات بود (باعث شکست مذاکرات شد).
  • Die hohe Verschuldung erwies sich als der Sargnagel des Unternehmens.بدهی بالا به میخ تابوت شرکت تبدیل شد (باعث نابودی شرکت شد).
  • Diese Entscheidung war der Sargnagel für seine Karriere.این تصمیم میخ تابوت دوران حرفه‌ای او بود (باعث نابودی حرفه‌اش شد).