das Satellitenfoto

Aussprache: /za.tɛˈliːtn̩ˌfoːto/
Worttrennung: Sa·tel·li·ten·fo·to
اسم

عکس ماهواره‌ای

Bedeutungen

1

عکسی که از سطح زمین توسط ماهواره‌های مصنوعی گرفته شده است.

  • Das Satellitenfoto zeigte die Ausbreitung des Waldbrandes.عکس ماهواره‌ای گسترش آتش‌سوزی جنگل را نشان داد.
  • Wir analysierten das Satellitenfoto, um die Veränderungen zu sehen.ما عکس ماهواره‌ای را برای دیدن تغییرات تجزیه و تحلیل کردیم.
  • Ein neues Satellitenfoto enthüllte die verborgene Insel.یک عکس ماهواره‌ای جدید جزیره پنهان را آشکار کرد.