das Saufloch
میخانه بدنام، محل بد، دائمالخمر
Bedeutungen
1
مکانی (معمولاً میخانه یا بار) که به دلیل کیفیت پایین، فضای نامناسب یا مشتریانش شهرت بدی دارد و اغلب محل تجمع افراد الکلی است. (بار معنایی منفی و تحقیرآمیز)
- Er ging jeden Abend in dieses Saufloch, um seinen Kummer zu ertränken.او هر شب به این میخانه بدنام میرفت تا غمهایش را غرق کند.
- Das alte Gasthaus war zu einem richtigen Saufloch verkommen.آن مهمانخانه قدیمی به یک میخانه واقعاً بد تبدیل شده بود.
- Meide dieses Saufloch, wenn du deine Ruhe haben willst.اگر آرامش میخواهی، از این میخانه بدنام دوری کن.
2
شخصی که به طور مداوم و افراطی مشروبات الکلی مصرف میکند؛ دائمالخمر. (بار معنایی منفی و تحقیرآمیز)
- Niemand wollte mit dem alten Saufloch reden.هیچکس نمیخواست با آن دائمالخمر پیر صحبت کند.
- Er hat sein ganzes Geld als Saufloch versoffen.او تمام پولش را به عنوان یک دائمالخمر به باد داد (نوشید).
- Sie hat sich von ihrem Mann getrennt, weil er ein hoffnungsloses Saufloch war.او از شوهرش جدا شد چون یک دائمالخمر ناامید بود.