der Sauhaufen
لانه خوک، بازار غضنفر، جای بسیار کثیف و بههمریخته
Beispiele
- Machen Sie den ''Sauhaufen'' Ihres Sohnes von meinem liebevoll gepflegten englischen Rasen weg.این «بهمریختگی و کثیفی» که پسرتان به بار آورده را از روی چمنهای مرتب انگلیسی من جمع کنید.
- Der ''Sauhaufen'' hat gestern so laut Party gemacht, dass ich nicht schlafen konnte.این «گروه بیسرهوهست / اوباش» دیشب چنان مهمانی پرسر و صدایی گرفت که نتوانستم بخوابم.