der Saukopf
سر خوک؛ (به صورت تحقیرآمیز) آدم بیادب و زشت
Bedeutungen
1
سر واقعی یک خوک.
- Der Metzger zerlegte den Saukopf für die Zubereitung.قصاب سر خوک را برای آمادهسازی تکه تکه کرد.
- In einigen Kulturen ist der Verzehr von Saukopf eine Delikatesse.در برخی فرهنگها، خوردن سر خوک یک خوراک لذیذ است.
- Das Kind malte einen lustigen Saukopf.کودک یک سر خوک بامزه نقاشی کرد.
2
به صورت تحقیرآمیز و توهینآمیز، به فردی زشت، بیادب، یا با رفتاری ناپسند گفته میشود.
- Nenn mich nicht Saukopf, das ist beleidigend!به من نگو آدم بیادب، این توهینآمیز است!
- Er hat sich wie ein echter Saukopf benommen.او مانند یک آدم زشت و بیادب رفتار کرد.
- Diese Bezeichnung als Saukopf ist absolut inakzeptabel.این لقب آدم بیادب کاملاً غیرقابل قبول است.