der Saukopf

Aussprache: /ˈzaʊ̯ˌkɔpf/
Worttrennung: Sau·kopf
اسم

سر خوک؛ (به صورت تحقیرآمیز) آدم بی‌ادب و زشت

Bedeutungen

1

سر واقعی یک خوک.

  • Der Metzger zerlegte den Saukopf für die Zubereitung.قصاب سر خوک را برای آماده‌سازی تکه تکه کرد.
  • In einigen Kulturen ist der Verzehr von Saukopf eine Delikatesse.در برخی فرهنگ‌ها، خوردن سر خوک یک خوراک لذیذ است.
  • Das Kind malte einen lustigen Saukopf.کودک یک سر خوک بامزه نقاشی کرد.
2

به صورت تحقیرآمیز و توهین‌آمیز، به فردی زشت، بی‌ادب، یا با رفتاری ناپسند گفته می‌شود.

  • Nenn mich nicht Saukopf, das ist beleidigend!به من نگو آدم بی‌ادب، این توهین‌آمیز است!
  • Er hat sich wie ein echter Saukopf benommen.او مانند یک آدم زشت و بی‌ادب رفتار کرد.
  • Diese Bezeichnung als Saukopf ist absolut inakzeptabel.این لقب آدم بی‌ادب کاملاً غیرقابل قبول است.