der Saustall

Aussprache: /ˈzaʊ̯ʃtal/
Worttrennung: Saustall
اسم

طویله خوک، جای بسیار کثیف و به هم ریخته

Bedeutungen

1

مکان یا فضایی که بسیار کثیف، نامرتب و به‌هم‌ریخته است، شبیه به طویله خوک.

  • Nach der Party war die Wohnung ein einziger Saustall.بعد از مهمانی، آپارتمان یک طویله خوک واقعی بود.
  • Sein Schreibtisch sieht immer aus wie ein Saustall.میز تحریر او همیشه شبیه یک جای کثیف و به‌هم‌ریخته است.
  • Wir müssen diesen Saustall erst einmal aufräumen.ما ابتدا باید این خراب‌شده را مرتب کنیم.