die Sbirre
پلیس ایتالیایی، مامور انتظامی، جاسوس
Beispiele
- Damals geschah es, daß ein ''Sbirre'' ein Kaffeehaus betrat, in dem zwei Studenten saßen.در آن زمان اتفاق افتاد که یک پلیس ایتالیایی وارد کافهای شد که دو دانشجو در آن نشسته بودند.
پلیس ایتالیایی، مامور انتظامی، جاسوس