der Schalk

Aussprache: /ˈʃalk/
Worttrennung: Schalk
اسم

شیطان، آدم شوخ و شنگ، بازیگوش

Bedeutungen

1

شخصی که شوخ‌طبع، بازیگوش و اهل شیطنت‌های کوچک و بی‌ضرر است؛ اغلب با لبخندی موذیانه.

  • Der kleine Schalk versteckte die Schlüssel seines Vaters.آن شیطان کوچک کلیدهای پدرش را پنهان کرد.
  • Mit einem Schalk in den Augen erzählte er den Witz.او با شیطنتی در چشمانش، آن جوک را تعریف کرد.
  • Sie ist ein wahrer Schalk, immer für einen Streich zu haben.او واقعاً شوخ و بازیگوش است، همیشه آماده یک شوخی است.