der Schalk
شیطان، آدم شوخ و شنگ، بازیگوش
Bedeutungen
1
شخصی که شوخطبع، بازیگوش و اهل شیطنتهای کوچک و بیضرر است؛ اغلب با لبخندی موذیانه.
- Der kleine Schalk versteckte die Schlüssel seines Vaters.آن شیطان کوچک کلیدهای پدرش را پنهان کرد.
- Mit einem Schalk in den Augen erzählte er den Witz.او با شیطنتی در چشمانش، آن جوک را تعریف کرد.
- Sie ist ein wahrer Schalk, immer für einen Streich zu haben.او واقعاً شوخ و بازیگوش است، همیشه آماده یک شوخی است.