der Schall

Aussprache: /ʃal/
Worttrennung: Schall
اسم

صوت؛ صدا

Bedeutungen

1

ارتعاشاتی که از طریق هوا، آب یا مواد جامد منتقل می‌شوند و توسط گوش قابل شنیدن هستند؛ صدا.

  • Der Schall breitet sich in der Luft aus.صدا در هوا منتشر می‌شود.
  • Man konnte den Schall der Musik von Weitem hören.صدای موسیقی را از دور می‌شد شنید.
  • Der Schall wird durch die Wände gedämpft.صدا توسط دیوارها خفه می‌شود.
2

به طور کلی، هر نوع ارتعاش یا موجی که می‌تواند منتقل شود، حتی اگر قابل شنیدن نباشد (مانند امواج صوتی فراصوت).

  • Ultraschall nutzt Schallwellen mit hoher Frequenz.فراصوت از امواج صوتی با فرکانس بالا استفاده می‌کند.
  • Der Schall des Erdbebens war sehr stark.صدا (امواج) زلزله بسیار قوی بود.
  • Die Messung des Schalls ist wichtig für die Akustik.اندازه‌گیری صدا برای آکوستیک مهم است.