der Schall
صوت؛ صدا
Bedeutungen
1
ارتعاشاتی که از طریق هوا، آب یا مواد جامد منتقل میشوند و توسط گوش قابل شنیدن هستند؛ صدا.
- Der Schall breitet sich in der Luft aus.صدا در هوا منتشر میشود.
- Man konnte den Schall der Musik von Weitem hören.صدای موسیقی را از دور میشد شنید.
- Der Schall wird durch die Wände gedämpft.صدا توسط دیوارها خفه میشود.
2
به طور کلی، هر نوع ارتعاش یا موجی که میتواند منتقل شود، حتی اگر قابل شنیدن نباشد (مانند امواج صوتی فراصوت).
- Ultraschall nutzt Schallwellen mit hoher Frequenz.فراصوت از امواج صوتی با فرکانس بالا استفاده میکند.
- Der Schall des Erdbebens war sehr stark.صدا (امواج) زلزله بسیار قوی بود.
- Die Messung des Schalls ist wichtig für die Akustik.اندازهگیری صدا برای آکوستیک مهم است.