die Schärfung

Aussprache: /ˈʃɛrfʊŋ/
Worttrennung: Schär·fung
اسم

تیز کردن، تشدید

Bedeutungen

1

عمل تیز کردن یا برنده کردن یک شیء، مانند چاقو یا تیغ.

  • Die Schärfung des Messers dauert nur wenige Sekunden.تیز کردن چاقو تنها چند ثانیه طول می‌کشد.
  • Regelmäßige Schärfung sorgt für eine bessere Schneidleistung.تیز کردن منظم، عملکرد برش بهتری را تضمین می‌کند.
  • Der Handwerker führte die Schärfung der Werkzeuge durch.صنعتگر تیز کردن ابزارها را انجام داد.
2

در زبان‌شناسی آکوستیک یا آواشناسی، فرآیندی که در آن یک صامت (معمولاً بی‌صدا) در مجاورت یک صامت دیگر، قوی‌تر یا واضح‌تر تلفظ می‌شود (تشدید).

  • Die Schärfung des 'k' in 'tack' ist ein Beispiel für einen geminierten Konsonanten.تشدید 'k' در 'tack' نمونه‌ای از یک صامت دوگانه است.
  • Phonetiker untersuchen die Phänomene der Schärfung und Lenisierung.آواشناسان پدیده‌های تشدید و تخفیف را بررسی می‌کنند.
  • Die Schärfung kann die Wahrnehmung von Wörtern beeinflussen.تشدید می‌تواند بر درک کلمات تأثیر بگذارد.