der Schoß
دامن (قسمت پایینی شکم و رانها هنگام نشستن)
Bedeutungen
1
قسمت بالایی پاها و شکم در حالت نشسته؛ دامنی که شخص هنگام نشستن روی پاهایش قرار میدهد.
- Das Kind saß im Schoß seiner Mutter.کودک در دامان مادرش نشسته بود.
- Er legte das Buch auf seinen Schoß.او کتاب را روی دامنش گذاشت.
- Sie streichelte die Katze auf ihrem Schoß.او گربه را روی دامنش نوازش کرد.
2
به صورت مجازی، به معنای پناهگاه، حمایت یا محیط امن.
- Er fühlte sich im Schoß der Familie sicher.او در آغوش (حمایت) خانواده احساس امنیت میکرد.
- Die Natur ist ein Schoß des Lebens.طبیعت، آغوش (منبع) زندگی است.
- Sie fand Ruhe im Schoß der Berge.او در دامان کوهها آرامش یافت.