der Schoß

Aussprache: /ʃoːs/
Worttrennung: Schoß
اسم

دامن (قسمت پایینی شکم و ران‌ها هنگام نشستن)

Bedeutungen

1

قسمت بالایی پاها و شکم در حالت نشسته؛ دامنی که شخص هنگام نشستن روی پاهایش قرار می‌دهد.

  • Das Kind saß im Schoß seiner Mutter.کودک در دامان مادرش نشسته بود.
  • Er legte das Buch auf seinen Schoß.او کتاب را روی دامنش گذاشت.
  • Sie streichelte die Katze auf ihrem Schoß.او گربه را روی دامنش نوازش کرد.
2

به صورت مجازی، به معنای پناهگاه، حمایت یا محیط امن.

  • Er fühlte sich im Schoß der Familie sicher.او در آغوش (حمایت) خانواده احساس امنیت می‌کرد.
  • Die Natur ist ein Schoß des Lebens.طبیعت، آغوش (منبع) زندگی است.
  • Sie fand Ruhe im Schoß der Berge.او در دامان کوه‌ها آرامش یافت.