die Schöne
زیبا (جمع یا حالت اسمی) / زن زیبا
Bedeutungen
1
به صورت جمع، به گروهی از زنان یا اشیاء زیبا اشاره دارد.
- Die Schöne des Abends war die Hauptdarstellerin.زیباترین زن شب، بازیگر اصلی بود.
- Er bewunderte die Schöne der Landschaft.او زیبایی منظره را تحسین کرد.
- In der Galerie hingen viele Bilder von schönen Frauen.در گالری تابلوهای زیادی از زنان زیبا آویزان بود.
2
به طور خاص، به زنی که دارای زیبایی قابل توجهی است، اشاره دارد.
- Die Schöne von Toledo ist eine berühmte Skulptur.زیبای تولدو یک مجسمه معروف است.
- Er hat sich in die Schöne verliebt.او عاشق زن زیبا شد.
- Die Schöne trug ein elegantes Kleid.زن زیبا لباسی شیک پوشیده بود.